|
نوبت چاپ : اول
سال انتشار : 1387
ناشر : دفتر مطالعات و توسعه رسانهها
محل نشر : تهران
توزيعكننده : دفتر مطالعات و توسعه رسانهها/دستان
تعداد صفحات : 181
قيمت (ريال) : 20000
شابك : 9-12-9934-964-978
فهرست مطالب :
اين كتاب از 4 فصل؛ نتيجه، واژگان و اصطلاحات فارسي – انگليسي و منابع به شرح زير تشكيل شده است:
1. بازنمايي
زبان و بازنمايي
گفتمان و بازنمايي
ايدئولوژي و بازنمايي
ايدئولوژي، زبان و قدرت
بازنمايي رسانهاي: رسانه، گفتمان و قدرت
2. گفتمانِ استعماريِ غرب: سياست بازنماييِ شرق
صورتبندي گفتمانيِ ـ تاريخيِ شرقشناسي
بازنماييِ اسلام و مسلمانان در رسانهها
3. گفتمان پدرسالاري: بازنمايي جنسيت
جنسيت و بازنمايي
بازنماييِ زنان در رسانهها
بازنماييِ زنان در تبليغات تجاري
هرزهنگاري و بازنماييِ تنِ زنان
4. گفتمان نژادپرستي: بازنماييِ نژاد
نژاد و بازنمايي
بازنماييِ سياهپوستان در رسانهها
ابهامات موجود در بازنماييِ نژاد
چكيده :
نويسنده به مناسبت انتشار اين اثر در باره محتواي كتاب و مفهوم بازنمايي توضيحاتي ارايه داده است: رسانهها بر شناخت و درك عموم از جهان تأثير ميگذارند، به اين معنا كه آگاهي و ذهنيت مردم نسبت به جهان بستگي به محتوايي دارد كه از رسانهها دريافت ميكنند؛ زيرا رسانهها واسطه و ميانجيِ بينِ آگاهيهاي فردي و ساختارهاي گستردهتر اجتماعي و سازنده معنا هستند. رسانهها همچون آينه براي انعكاس واقعيت عمل نميكنند، بلكه بر ساختِ اجتماعي واقعيت تأثير ميگذارند. بر اين اساس، بازنمايي، ساختِ رسانهايِ واقعيت است. بازنمايي نه انعكاس و بازتاب معناي پديدهها در جهان خارج، كه توليد و ساخت معنا براساس چارچوبهاي مفهومي و گفتماني است. لذا، بازنمايي رسانهاي معناسازيِ خنثي و بيطرف نيست، چراكه هرگونه بازنمايي ريشه در گفتمان و ايدئولوژياي دارد كه از آن منظر بازنمايي صورت ميگيرد.به عبارتي، واقعيت براساس بازنماييهاي رسانهاي شكل ميگيرد و ساخته ميشود. هيچ امر فرازباني، فراگفتماني و فراتاريخي وجود ندارد كه به نحو عيني و شفاف انعكاس يابد؛ بلكه هرگونه فهم و شناختي از واقعيت، امري است كه در زبان و گفتمان ساخته ميشود. معنا نه اكتشافي طبيعي، كه برساختهاي اجتماعي است. معاني و بازنماييِ رسانهاي اگرچه برساختهاي اجتماعي و فرهنگي است، اما ايدئولوژي و گفتمان سعي ميكند آن معاني و بازنمايي را امري ”طبيعي“ و فراگفتماني و فرازباني جلوه دهد. به عبارتي، يكي از استراتژيهايي كه در ايدئولوژي و گفتمان بهكار گرفته ميشود تا در قالب عقل سليم درآيد، ”طبيعيسازي“ است.
دكتر مهدي زاده در باره مباحث گوناگون كتاب رسانه ها و بازنمايي اظهار داشت:
كتاب حاضر پس از طرح مباحث نظري در خصوص بازنمايي و نسبت زبان، گفتمان و ايدئولوژي با بازنمايي و نهايتاً بازنمايي رسانهاي در فصل اول، به سه حيطة بازنمايي يعني بازنمايي ”مذهب“، بازنمايي ”جنسيت“ و بازنمايي ”نژاد“ در سه فصل بعدي ميپردازد. فرض بنيادين كتاب اين است كه بازنماييها و معناسازيهاي رسانهاي، امري ذاتي و طبيعي نيست، بلكه برساختهاي اجتماعي، فرهنگي، زباني و گفتماني است. بازنمايي، مبتني بر گفتماني است كه مولّد نوع خاصي از دانش و معرفت است و بر آن اساس، مبادرت به توليد معنا ميكند. چنانكه گفتمان استعماري غرب، شرقيها و مسلمانان را، گفتمان پدرسالاري، زنان را و گفتمان نژادپرستي، سياهپوستان را به نحو خاصي بازنمايي ميكند. علائم و نشانههاي زباني و رسانهاي كه بازنمايي بهواسطة آنها صورت ميگيرد معصوم و بيطرف نيستند بلكه بر گفتمان و مناسبات و روابط قدرت دلالت ميكنند. رويههاي دلالت، همان رويههاي قدرت است.
|